تبليغاتX
اگه بدونی چه قدر دوست دارم.....
حرفهای دلتنگی
 

روزهاي بدي داره بهم ميگذره.كاش و فقط اي كاش يكي اين روزها رو تمومش ميكرد.

 

خدايا بسمه به همون خداييت بسمه.

 

چه قدر ديگه؟۲ سال و خورده اي كه زندگي ندارم.چه قدر ديگه تلاش كنم؟تو با تنهايي خو گرفتي ولي من

چي؟

 

خيلي بده يكي كه باهات گرم و صميمي بوده خيلي يه روزي حالا مثل يه آدم عادي باهات برخورد كنه!!!

 

تا حالا ديدي همچين چيزي و؟اگه هم ديدي نچشيدي

 

به همون خداييت دارم اذيت ميشم.به خدا كم آوردم.چه كاري بايد مي كردم و نكردم؟؟؟؟

 

 

همه كاري كردم.لااقل تو بهش اين و ثابت كن

 

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم مرداد 1388ساعت 17:58  توسط علی و الیناز  | 

 

سلام

خیلی منتظرت موندم اما نیومدی.پس از همین جا بهت می گم خداحافظ چون مطمئنم دیگه ما

همدیگرو نمی بینیم.

امیدوارم به هر چیزی که تو زندگیت بهش فکر می کنی و آرزوت هست برسی و با هرکسی که قرار

هست زندگی کنی امیدوارم و آرزوی قلبیم اینه که خوشبخت بشی.

بابت همه چیز ممنون.تو این ۴ سال اگه بدی خوبی هر چیزی از ما دیدی حلال کن.

اگه یادگاری از من پیشت هست واسم نیارشون.اگه دوست داشتی نگه دار  اگه نه که بده به کسی

 که ازشون استفاده میکنه.

حرف دیگه ای ندارم.باز هم به حرمت اون روزایی که دوست داشتم میگم دوستت دارم

وعده دیدارمون قیامت.

ما عاشق هم بودیم

حسی که یه عادت نیست

از من که گذشت اما

این رسم رفاقت نیست

 

 

+ نوشته شده در  جمعه چهارم اردیبهشت 1388ساعت 13:14  توسط علی و الیناز  | 

 

سلام

چند روزه که فکرت بد جور افتاده تو سرم.پارسال یادش بخیر همچین موقعی پیش هم بودیم.ولی امروز...

 

نمی دونم چی بگم ولی ذارم با خاطراتت زندگی می کنم.می فهمی؟نمی دونم چطور حرفم و بزنم ولی

 

 کاش می فهمیدی دوستت دارم.همین واسم کافیه.

 

ای کاش می فهمیدی چه روز و شبهایی داره بهم می گذره.تا اونجایی که میشناختمت آدم سنگ دلی

 

نبودی.

ای کاش بودی و می دیدی چی دارم می کشم.

 

بگم کم آوردم نه!دردی ازم دوا نمی شه.فقط اومدی وابستم کردی و رفتی.

 

کاش یه ذره مهلت می دادی بهم تا بمونم و ثابت کنم.

 

خیلی وقته این حرفا سر دلم گیر کرده ولی آخه چطوری بگم؟

 

دارم دیوونه می شم.

 

ای کاش بر گردی.همینه تنها آرزوم

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم فروردین 1388ساعت 0:45  توسط علی و الیناز  | 

 

نشد نره ......

                                                           نشد بخواد......

 

نشد ولی شاید بشه........

 

                                                                          واسم دعا کنید زیاد

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1387ساعت 1:32  توسط علی و الیناز  | 

 

سلام خوبی ؟

۴ هفته ای میشه که با هم حرف نزدیم.نه بهتره اینطوری بگم.۴ هفته ای هست که گفتی بهم دیگه من و نمی خوای.آره من و نمیخوای!!!!

نمی دونم کی باعث و بانیش شد اما اگه می خوای بگی که من بودم بهتره نگی.چون من از ریشه میخواستمت ، تو رو واسه خودت می خواستمت ولی تو ............بی خیال

امروز تولدته.مبارک باشه گلی.ایشالله که ۱۰۰ سال عمر کنی.

ساقه شکستن رسم طوفان است ، تو نسیم باش و نوازش کن

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم دی 1387ساعت 11:30  توسط علی و الیناز  |